لطائف عربیة 1
سرق اعرابی صرة (1) فیها دراهم ثم دخل المسجد یصلی و کان اسمه موسی، فقرأ الامام « و ما تلک بیمینک یا موسی»؟ فقال الاعرابی: والله انک لساحر، ثم رمی الصرة و خرج.
سرق
اعرابی غاشیة (2) من اعلی سرج (3) ثم دخل المسجد یصلی، فقرأ
الامام: «هل اتاک حدیث الغاشیة»؟ فقال: یا فقیه، لاتدخل فی الفضول. فلمّا قرأ
«وجوه یومئذ خاشعة» قال: خذوا غاشیتکم و لایخشع وجهی! لابارک الله لکم فیها. ثم
رماها من یده و خرج.
مر الفرزدق بخالد بن صفوان بن الأهتم، فقال له خالد: یا ابا
فراس، ما انت الذی «لمّا رأینه اکبرنه و قطعنّ ایدیهنّ.» (4) فقال له فرزدق: و ما انت الذی قال الفتاة لأبیها
فیه: «یا ابت استأجره انّ خیر من استأجرت القویّ الأمین.» (5)
صلی اعرابی خلف امام
فقرأ: «فلن ابرح الارض حتی یأذن لی ابی»(6) و وقف و جعل یرددها. فقال الاعرابی: یا فقیه،
اذا لم یأذن لک ابوک فی هذا اللیل نظل نحن و قوفا الی الصباح، ثم ترکه و انصرف.
صلی اعرابی مع قوم
فقرأ الامام: «قل ارأیتم ان اهلکنی الله و من معی او رحمنا.» فقال الاعرابی: أهلک
الله وحدک! أین کان ذنب الذین معک؟ فقطع القوم الصلاة من شدة الضحک.
_______________________________
- صرة: همیان پول.
- غاشیة: پرده.
- سرج: زین اسب.
- اشاره به ماجرای حضور حضرت یوسف (ع) در مهمانی زلیخا و زنان مصر.
- اشاره به ماجرای حضرت موسی (ع) که به سرزمین مدین وارد شد و در آنجا با یکی از دختران حضرت شعیب (ع) ازدواج کرد.
- اشاره به ماجرای برادر حضرت یوسف (ع) که وقتی حضرت یوسف (ع) برادر خود را به جرم دزدی نزد خود نگه داشت، او از روی ناراحتی گفت: از این سرزمین نمی روم تا پدرم اجازه دهد.
آموزش زبان عربی (با نگاهی خاص به عربی مقطع دبیرستان _ مرحله اول)